محمد حسن خان اعتماد السلطنه

529

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

سراج الملك ، چراغعلى خان ( ص 45 - ص 22 چاپ اول ) از تربيت‌شدگان محمد خان امير نظام زنگنه و از دوستان و محارم ميرزا تقى خان امير كبير كه در سفر ارزنة روم با او بود و پس از رسيدن به صدارت او را براى كشف امور خراسان و استمالت سالار به مشهد فرستاد ولى سالار حاضر به اطاعت نشد و او بىنيل مرام مراجعت نمود . آنگاه او را به اصفهان فرستاد تا شورش آن شهر را آرام كند . در 1266 پس از ورود او به طهران سمت قوللر آقاسيگرى به وى داده شد و سال بعد دوباره به حكومت اصفهان مأموريت يافت و او محال فريدون را انتظام داده قلعهء عليمحمد خان را كوبيد و به يك قطعه نشان از مرتبهء اول سرتيپى با يك رشته حمايل سرخ نايل گرديد و در 1269 به او خلعت داده شد . آنگاه به حكومت و مأموريت شاهرود و بسطام رفت . چه اهالى بسطام عباسقلى خان پسيان حاكم خود را كشته بودند و او با يكصد و پنجاه نفر به گرفتن مقصرين مأمور شد و پنج تن از مقصرين را گرفت . در 1272 احضار و به حكومت خمسه مأمور و به نشان سيم ميرپنجگى مفتخر شد . در 1276 لقب سراج الملكى ( به مناسبت نام اصليش كه با كلمهء چراغ شروع مىشود ) به او داده شد . در 1279 مجددا به منصب بيگلربيگى و رياست ديوان نظامى اصفهان برقرار گشت . در 1281 به رياست احتساب طهران رسيد و ظاهرا پيش از 1299 درگذشت . چه در آن سال لقب او را به ميرزا رضاقلى ايروانى از كاركنان ظل السلطان دادند . نظم الملك ، كنت دمنت‌فرت ( ص 45 - ص 22 چاپ اول ) اصلا از يك خانوادهء فرانسوى بود كه در سال 1235 مسيحى يك شعبه از آن از فرانسه به ايتاليا آمده و در سيسيل توطن اختيار كرده بودند . صاحب ترجمه در سال 1839 ميلادى ( 1254 هجرى قمرى ) متولد شد و پس از طى تحصيلات به‌سمت صاحبمنصبى داخل گارد سلطنتى پادشاه ناپل و سيسيل گشت . در جنگ با گاريبالدى در 1860 م شركت داشت و در اين جنگ مجروح و به نشان جنگى ممتاز شد . پس از جنگ به همراه پادشاه خود به رم آمد و با موافقت شاه وارد قشون پاپ شد و پس از اندك زمانى به وساطت وى داخل در خدمت امپراطورى اطريش گرديد و در سپاه آن دولت صاحبمنصب گشت و در جنگهاى اطريش با دانمارك و پروس شركت و ابراز شجاعت نمود و نشان جنگى دريافت داشت .